هنرکودکان از نگاه مارک روتکو

نگاه مارک روتکو به هنر و تأثیر آن بر آموزش هنر کودکان
درباره مارک روتکو
نام اصلی و کامل مارک روتکو، مارکوس روتکویچ است. او در سال ۱۹۰۳ میلادی در یکی از شهرهای روسیه به نام دوینسک دنیا آمد. خانوادهای که وی در آن متولد شد
پدر مارک روتکو، در حوالی سال ۱۹۱۰ میلادی به کشور آمریکا مهاجرت کرد. پس از گذشت سه سال یعنی در حوالی سال ۱۹۱۳ میلادی مارکوس نیز به همراه بقیه اعضای خانواده خود به شهر پورتلند آمریکا مهاجرت نمود. پس از گذشت مدتی پدر مارکوس فوت کرد. بنابراین مارکوس بهمنظور تأمین و پرداخت هزینههای تحصیلی و زندگیاش شروع به روزنامهفروشی کرد. وی مجبور بود روزنامهها را به کارکنان شرکتهای مختلف تحویل دهد.
مارک روتکو تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه ییل و در اتحادیه هنرجویان شهر نیویورک در سالهای ۱۹۲۱ تا ۱۹۲۵ میلادی بهصورت کامل تمام کرد. او به دلیل علاقهای که داشت شروع به مطالعه رنگشناسی و شاخهای از روانشناسی به نام یونگ پرداخت. سپس بعد از گذشت مدتی، در دانشگاه کالیفرنیا شروع به تدریس هنر نمود.
روتکو در سال ۱۹۳۶ میلادی شروع به نوشتن کتابی کرد ولی متأسفانه هرگز نتوانست آن را تمام کند.
مارک روتکو در این کتاب تلاش میکرد تا شباهتهای بین هنر مدرن و جدید و نقاشیهای کودکان را بررسی کند و در سال ۱۹۴۰ میلادی در کنار تعدادی از هنرمندان شهر نیویورک، کمیته و فدراسیون نقاشان و مجسمهسازان مدرن را تأسیس کرد. هدف این فدراسیون این بود که علوم هنری را از تبلیغات و موضوعات سیاسی دور کند.
۱. مقدمه
– معرفی کوتاه مارک روتکو (Mark Rothko):
نقاش آمریکایی قرن بیستم، از چهرههای برجسته مکتب اکسپرسیونیسم انتزاعی.
– هدف مقاله: یافتن شباهت میان نگاه آزاد، احساسی و بیقضاوت روتکو به رنگ و فضای نقاشی، با دنیای درونی و هنری کودکان.

۲. فلسفه هنری روتکو به زبان ساده
– روتکو باور داشت که هنر باید بیان احساس باشد، نه نمایش واقعیت.
– او میگفت: رنگ، خط و شکل ابزارهایی برای بیان عواطف درونی انساناند.
– در آثارش به دنبال سادگی ژرف بود؛ یعنی با کمترین فرمها و بیشترین احساسها صحبت میکرد.
– هدفش انتقال حسهایی چون شادی، ترس، غم یا آرامش بود، نه تصویری از دنیا.
۳. نگاه روتکو و شباهت آن با نگاه کودک
– کودک همانند روتکو جهان را از راه احساس تجربه میکند، نه منطق.
– او به جای دقت در شباهت نقاشی با واقعیت، درگیر هیجان، رنگ و حرکت قلمموست.
– هر دو (روتکو و کودک) بدون پیشداوری، با صداقت و احساس به رنگها نگاه میکنند.
– این یعنی در آموزش هنر به کودکان، باید فضایی بدون قضاوت، نمره و مقایسه فراهم شود، تا کودک بتواند مثل روتکو آزادانه احساسش را بیان کند.

۴. پیام روتکو برای مربیان هنر کودکان
1. آزادی از نتیجهگرایی:
اثر مهم نیست که “زیبا” یا “درست” باشد؛ مهم آن است که “احساس” درون کودک را نشان دهد.
2. رنگ بهمثابه احساس:
تشویق کنید کودک رنگها را نه به عنوان ابزار طراحی، بلکه به عنوان بیانگر احساساتش ببیند.
مثلاً بپرسید «این رنگ چه حسی بهت میده؟» نه «چرا آسمان را آبی نکشیدی؟».
3. سکوت و تماشای فرآیند:
روتکو در کارهای خود به «دروننگری» اهمیت میداد. مربی هم باید هنگام کار کودکان بیشتر ناظر باشد تا هدایتگر.
4. فضای احساسی کلاس:
محیط آموزش باید آرام، الهامبخش و بیاضطراب باشد تا کودک بتواند عمیقتر با احساسش ارتباط بگیرد.

۵. تمرینهای پیشنهادی برگرفته از نگاه روتکو
– نقاشی احساسات با انتخاب آزاد رنگها (بدون طرح خاص؛ فقط رنگ و حس).
– کار گروهی روی بوم بزرگ؛ هر کودک بخشی از احساس جمعی را با رنگها نشان دهد.
– گفتوگو درباره احساسات پس از نقاشی، نه درباره زیبایی یا شباهت اثر.
– گوش دادن به موسیقی آرام و انتخاب رنگهایی که با حس موسیقی هماهنگاند.
۶. نتیجهگیری
مارک روتکو به ما یادآور میشود که هنر واقعی از احساس میآید، نه از قالبها و قوانین.
اگر مربیان هنر بتوانند فضایی بسازند که کودک با آزادی، رنگ و حس خود را کشف کند، در واقع رویکردی روتکویی را در آموزش پیاده کردهاند — یعنی هنری که با قلب آغاز میشود، نه با چشم.


